شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
440
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
اينها ، و اينها عام است در همه چيزها . و نمىرسى مگر آنكه اعتقاد كنى در آن همهء آنچه اعتقاد كردهاند درو ، يا اعتقاد خواهند كرد ، و مىگوئى درو هر سخنى كه گفتهاند يا خواهند [ 116 - الف ] گفت ، و تنگ نمىشود ذهن يكى ، و فراخ نمىشود از ديگرى ، مگر از براى آنكه دل وسعت پيدا مىكند مرتبهاى ، و مرتبه ديگر نه چنين است ، و زبان جارى مىگردد مرتبهاى ، و مرتبهء ديگر نه چنانست . 5 - 124 ، 3 - ابو الخطاب گفت : خاطرها و الفاظ و آرا و خيالات را نسبتى به مزاج و طينت و هوا و عناصر هست فى الجملة ؟ گفت : آرى اينها نسبتى است قوى و علاقهاى سخت و رابطهايست محكم به سوى اين چيزها ، كه اعتقاد كرده مىشود يا گفته مىشود ، يا ملحوظ مىگردد . و به هيچ وجه به اينها طريقى به غير ازين طريقى نيست ، كه اگر ممكن مىبود اين هرآينه يافت مىشد . آيا نمىبينى كه راى نيست به آنكه مردمان دراز قد باشند يا كوتاه قامت ، بزرگ سر باشند يا خورد سر ، فصيح زبان باشند يا الكن ، بر يك مذهب و يك قول ، چگونه باشد « 1 » اين و چگونه اعتقاد كرده شود ؟ حال آنكه طبيعت نمىبخشد صورت را به هر چيز ، مگر به حسب قبول و استعداد آن چيز و موافقت او . پس نرمى زبد « 2 » از بخشش طبيعت است به قدر قبول او ، و سختى سنگ از بخشش طبيعت است به قدر قبول او . پس اختلاف صورتها از رهگذر اختلاف مواد است ، اين اصلى است كه اصلى نيست او را و علتى است كه علت نمىخواهد ، از براى آنكه نكرده است او را فاعل از روى علت ، بلكه صورت از شأنش اين است ، و ماده از شأنش اين ، و كارها ثابت است بر سنتى كه مىبينى ، پس بنا بر اين هر كس راهى اختيار مىكند كه روان مىسازد آن را مزاج او از رگ و ريشهء آن بر مىآيد ، و سرشتهء طينت اوست ، و مىگردد بعد از آن دين او و آداب او .
--> ( 1 ) - د : باشند . ( 2 ) - اساس : نرمى ابل ، د : نرمى زير .